اينكه سطح شعورى و رشد فكرى و اجتماعى و حتى آگاهى اسلامى نزديكان و تربيتشدگان دست اول پيغمبر و رابطهشان با او ، و اما رابطهاى كه پيامبر با ايشان داشت و كارى كه كرده بود " در حدى بود كه از آنان پايگاهى ملى بسازد كه بر محور پيشواى اسلام ، چه در حال و چه در آينده جمع شوند « 1 »
من فكر نمىكنم كه براى اثبات عظمت على ( ع ) و اهميت نقش رهبرى او ، نيازى باشد كه شخصيت ياران پيامبر و نقش سازندگى و تربيتى شخصى پيامبر ( ص ) در ميان مردمش تا اين حد سطحى و حقير نشان داده شود .
من چنان كه مىدانيد ، در " جامعهشناسى امت و امامت " براى اثبات وصايت و ضرورت دخالت پيغمبر در سرنوشت آيندهء ايمان و امت خويش ، بر جوانى و نوپائى جامعه و انقلاب ، زنده بودن و نيرومند بودن عناصر اجتماعى و اخلاقى و فرهنگى جاهليت و اشرافيت در اعماق جامعه " تازه و ضرورت تداوم انقلاب ، و در نتيجه " رهبرى انقلابى " پس از پيامبر تكيه كردهام ، ولى نه به صورت تحقير تمامى دستپروردگان برجستهء اسلام نخستين ، كار پيامبرى كه از يك بدوى ، بنام جندب بن جناده ، يك " ابو ذر غفارى " مىسازد و از يك غلام
هامش
( 1 ) - صفحه 46