تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الشيعة (برگزيده) (شيعه در ايران) (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
سفّاك و خونريز بوده و در هر منطقه‌اى كه در برابر او به جنگ بر مىخاست - هر چند مردم هم اگر با او هم مسلك بودند - براى غلبه و پيروزى دست به خونريزى مىزد . بنابراين اديان در زمان هولاكوخان آزاد بوده و فرزندان و نواده‌هاى او نيز به همين منوال مذاهب را آزاد گذاشته بودند . « 1 » اساساً براى حيات و زندگانى شيعه و حيات و پايدارى مذهب اهل‌بيت عليهم السلام كافى بود صرفاً به آن‌ها آزادى عمل اعطا گردد ؛ اما حمايت از شيعه و تشيع و هميارى با آن از سوى وزير و يا امير را بايد فوق خواسته‌ها و ايدهء مطلوب شيعه و تشيع بر شمرد . وقتى هولاكوخان به اديان و مذاهب - از آن جمله به مذهب تشيع - آزادى اعطا كرد ، و گزند و آسيبى بر مردم حله ، كربلا و نجف - كه همهء مردم اين چند شهر شيعى بودند - وارد نساخت در بعضى اين تصور به وجود آمد كه
هامش
( 1 ) . يكى از شواهد اعطاى آزادى اديان در زمان مغول‌ها اين است كه عطا ملك جوينى « صاحب ديوان ايلخانيان مغول » در ايام سلطان اباقا بن هولاكوخان درصدد برآمد نهرى از فرات به نجف حفر كند و چون سرزمين نجف از مجراى فرات بلندتر بود آب به سرزمين نجف نرسيد . آنگاه قناتى از اين نهر به سوى نجف حفر كرد و سرانجام از اين طريق آب را در سال 672 ه . ق به نجف رسانيد . او رباطى را در نجف بنياد كرد كه در همين سال آن را پىريزى نموده بود ؛ چنان‌كه در كتاب « فرحة الغرى » ابن‌طاووس ( طاب ثراه ) اين مطلب ياد شده است ؛ با اين‌كه اباقا بن هولاكو ، بر مذهب جوينى نبوده است .