دشمنى با شيعه در بغداد و جز آن در كتب تاريخ ثبت و ضبط شده است . « 1 »
سرانجام دولت و حكومت مغولها سربلند كرد و هولاكوخان بر ايران استيلا يافت و بار ديگر بر عراق يورش برد ، حكومت و خلافت بنىعباس را منقرض ساخت و به همهء مذاهب آزادى داد ؛ از جمله مذهب اهلبيت عليهم السلام در تمام بلادى كه زير نفوذ او به سر مىبردند .
هولاكوخان به همهء اديان و پيروانش احترام مىگذاشت و اهل علم و افراد با لياقت را ارج مىنهاد ؛ اگر چه با او هم مسلك نمىبودند ؛ به همين جهت - آنروزى كه فاتحانه وارد بغداد شد - ميان علماى شيعه و اهلسنت گردهمايى و همبستگى به هم رساند .
كشتارهاى او در بغداد از آنرو نبوده است كه بغداد يك شهر اسلامى به شمار مىرفت تا بگوييم هولاكوخان در مقام دشمنى با اسلام به اين كشتار دست يازيده است ؛ بلكه از آن رو بوده است كه بغداد با او روياروى گشته و در مقابل يورش او مقاومت مىكرد ، هولاكو ، ذاتاً جنگجو و
هامش
( 1 ) . در كتاب « تاريخ الحضارة الاسلامية » - كه حمزه طاهر آن را از تركى به عربى ترجمه كرده است - ( در ص 85 ) آن آمده است : سلجوقيان تفوق اهلسنت را در ايران به عهده گرفتند ؛ لكن نتوانستند تشيع را كاملًا از ميان ببرند . بنابراين فاصلهء ميان دو قرن پنجم و ششم هجرى را بايد دوران مجادلهء سخت دينى در ايران دانست .