تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الشيعة (برگزيده) (شيعه در ايران) (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
دانشمندان از هر شهرى آهنگ محضر او مىنمودند و براى او و به نام او كتاب‌هايى تأليف مىكردند كه از آن جمله « الإيضاح » در نحو ، « الحجة فى القراءات » ، « الملكى » در طب ، « التاجى » در تاريخ و جز آن‌ها است . « 1 » اين سخن « ابن اثير » گواه و مؤيد آن است كه عضدالدوله نسبت به همهء اهل دانش - اعمّ از شيعه و سنى - محبت مىورزيد و احترام و محبت او ، به علماى شيعه محدود نبود . همين نكته ما را به سخنى كه قبلًا راجع به آل‌بويه ياد كرديم رهنمون ساخت مبنىبر اين‌كه آل‌بويه با مذهب اهل‌سنت در مقام معارضه و ضديّت بر نمىآمدند ؛ بلكه علم را از هر مذهب و مكتبى مشمول تأييد و حمايت خود قرار مىدادند . آل‌بويه شيعيان رادر مشاهدِ مشرّفه اسكان دادند و مقررىهاى منظم و هزينه‌هايى براى آن‌ها تعيين نمودند و در عطا و بخشش نسبت به آن‌ها دستى گشاده داشتند ؛ زيرا اين مشاهد ، آنگاه كه از نظر زندگانى برخوردار از آسايش و رفاه مىشد مهاجران به سوى آن‌ها مىكوچيدند و اقامت در آن‌ها براى زائران امكان‌پذير و مطبوع مىگشت .
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 9 ، ص 8 ، در حوادث سال 372 ه . ق .