مقام و موقعيّت چنين روزى را بايد آنگونه در نظر گرفت كه فرمانروايان آلبويه آن را به عنوان روز حزن و اندوه و گريستن انتخاب كردند و مردم را به ماتمگيرى و سوگوارى تشويق مىنمودند .
با توجه به اين حقيقت چرا نبايد شيعيان در سايهء استمرار اين شعائر ، نيرومند نشده باشند در حالىكه در اجراى شعائر مزبور ، فرمانروايان نيز دست آنها را به نشانهء تأييد مىگرفتند ؟ ! اين دو روز ( غدير و عاشورا ) دو مظهر شيعى بوده است ؛ به همين جهت زمامداران شيعى آن دو را تأييد مىنمودند و زعماى اهلسنت با آندو مخالفت مىورزيدند و « دو روز ديگرى » را مقرر كردند و خواستند - با مقرر كردن آن دو روز - با شيعيان روياروى گردند .
حق اين بود و هست كه اهلسنت با شيعه دربارهء روز غدير و عاشورا به مخالفت بر نمىخاستند ؛ چنانكه سزا نبود شيعه راجع به آن دو روزى كه اهلسنت يكى را روز شادمانى و ديگرى را روز عزا اعلام كردند با آنها دم از مخالفت زنند ( بلكه سزاست بر سر اينگونه مسائل به توافق برسند ) چنانكه مىبينيم هم اكنون اهلسنت در بسيارى از مظاهر حزن و سوگوارى در روز عاشورا با شيعيان - پس از آنكه اين رويارويى نكوهيده را كه ناشى از تعصب كوركورانه است فراموش كردند - هم آواز شده و خود را در غم مصيبت آنان با اجراى مراسم عزا ، شريك و سهيم اعلام مىكنند .
تاريخ الشيعة (برگزيده) (شيعه در ايران) (فارسى) — صفحة 27
مساهمون: الشيخ محمد حسين المظفر
ص٢٧