تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
با آن كس كه براى تو بمانند امتيازى كه تو براى او قائلى فضيلتى قائل نيست ، همسفر مباش پياده راه رفتن در التزام سواره ، براى سواره تباهى و براى پياده خوارى ببار آورد در انجمن خويش با كسى راز مگوى و اگر خشمگين شدى برخيز و بهنگام خشم داورى مكن بهنگام خشنودى و ميل چنان رفتار كنيد كه بهنگام ترس و اضطراب رفتار مى كنيد چون برادرانت در خانهء تو را بمهمانى كوبيدند ، همهء چيزهائى كه در خانه دارى براى آنها بياور ولى از بيرون چيزى بر ايشان تهيه مكن بدترين برادران آن كس است كه برادريش براى تو تكلف آورد از هر رفتارى كه مردم آن را زشت شمارند بپرهيز كسى كه در نهان كارى كند كه از آشكاريش آزرم دارد براى جان خويش ارجى ننهاده است هر كس نهان خود را اصلاح كند ظاهر خويش را نيز اصلاح كرده است آن كس كه ترا از بدى بترساند همچون كسى است كه ترا به نيكى بشارت داده است . حسود از تو خشنود نشود تا اين كه يكى از شما بميريد حسادت دوست از بيماريهاى دوستى است فروتنى نعمتى است كه حسود نتواند آن را بخطر اندازد