تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
خوشا آن كس كه به اصلاح ناروائيهاى خويش پردازد و از عيبگوئى مردم بر كنار ماند آن كس كه گناه مردم را زشت شمارد ولى خويشتن بگنه كارى خود خشنود باشد ، مردى واقعا احمق است هر كس گناهان خويش را فراموش كند ، گناه ديگران را بزرگ شمارد و آن كس كه بر مردم بنازد خوار گردد در نادانى مرد همين بس كه اندازهء خويش نشناسد آن كس كه قدر خويش نشناسد قدر ديگران را بيشتر نشناسد هر كس كه خود را بشناسد خدايش را شناخته است هر كس كه ارج خويش نشناسد نابود گردد چهرهء خويش را هميشه در آينه نگاه كن اگر زيباست حاضر نباش كه با بدكارى آن را زشت كنى و اگر زشت است بپرهيز كه زشتكارى را با زشتروئى درآميزى انسان آئينهء انسان است كه در بارهء او مى انديشد و كمبودهايش را جبران مىكند اگر در انسانى صفتى نيكو يافتى در انتظار صفات نيكوى ديگر او باش بدترين شما آن كس است كه بسخن چينى پردازد و بين دوستان جدائى افكند و براى بيگناهان ، گناه بتراشد انتقامجوئى با بزرگوارى و درستكارى با عدم مشورت همراه نيست گواهى تبهكار را نپذير مگر آنكه بر زيان خود گواهى دهد