تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
از لغزشهاى مردمى كه در برهانهاى روشن دينشان اختلاف دارند ، نه از رفتار پيامبرشان پيروى مى كنند و نه پيشوائى جانشين پيامبر را مى پذيرند ، نه به غيب ايمان دارند و نه از تبهكاريها دست برميدارند كارشان اشتباه كارى است . و راه شهوات را مى پيمايند ، معروف را چيزى مى دانند كه خودشان بشناسند و زشتى كارى است كه خودشان زشت بشمارند ، در مشكلات ، خودشان داورى مى كنند و پيچيدگيهاى دانش را به انديشهء خود مى خواهند بگشايند ، چنان كه گوئى ، خويشتن پيشواى خويشند و مى خواهند با انديشهء كوتاه خود بندهاى استوار دانش و ابزار مستحكم حكمت را بدست گيرند و بر مشكلات فائق آيند .

كارهايتان را بسنجيد

از خطبه‌هاى امام ستايش خدائى را سزاست كه بدون آنكه به چشم ديده شود شناخته شود و آفرينش را بى آنكه بينديشد بيافريند ، خدائى كه هميشه پايدار بوده و همواره برقرار است ، از آن گاه كه آسمان و برجهاى استوارش نبود و نه دريائى آرام و نه كوه پردامنه و نه بيابان فراخ و نه زمين گسترده و نه آفريده‌هائى پرتوان هيچكدام وجود نداشتند او نو پرداز آفرينش و ميراث بر هستى و خداوند و روزى رسان آفريدگان خويش است . خورشيد و ماه بفرمان او مى گردند و هر تازه‌اى كهنه و هر دورى به