تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
ميشوند و بنادانى و اشتباه مى گرايند هان اى عثمان ، اكنون كه ساليانى دراز ، از عمرت گذشته و روزگارت بپايان رسيده همچون شترى در اختيار مردان مباش كه بهر كجايت كه بخواهد به تندى براند ،

برگزيد و خودسرى ورزيد

در بارهء قتل عثمان فرمود : اگر بكشتنش فرمان مى دادم كشنده‌اش بودم و اگر از كشتنش جلو مى گرفتم ياورش بودم ولى مى دانم كه ياران عثمان نمى توانند بگويند ما از دشمنانش بهتريم و خوارگران عثمان نمى توانند بگويند ياران او از ما بهترند اينك در اين باره سخنى جامع مى گويم ، او خلافت را برگزيد ولى خودسرى ورزيد و گزينشى بد داشت ، و شما هم كه از ستم او بى تاب شديد و بمرگش كشانديد بد كرديد ، و اين خدا

هامش
( 1 ) - مروان پسر حكم مشهور ، كه رايزن و منشى عثمان بود و تحريكات او مردم را بر ضد عثمان برانگيخت .
( 2 ) - امام مى گويد من مردم را به قتل عثمان برنينگيختم تا قاتل او باشم و از قتل او بركنارم و با شمشير هم از او دفاع نكردم تا ياورش باشم ، ولى باز داشتن امام از قتل عثمان ثابت است و آن حضرت فرزندانش حسن و حسين را فرمود تا از عثمان دفاع كنند .