است كه بين خودسر و بى تاب داورى خواهد كرد .
من يكى از شمايم
( سخنى زيبا از امام هنگامى كه مردم خواستند با او بيعت كنند ) مرا واگذاريد و ديگرى را بيابيد ، زيرا اگر امر زمامدارى را بپذيريم ، روى ها و رنگهائى گونهگون پديد خواهد آمد ، چنان كه دلها توان آن را نيابند و خردها از تحمل آن باز مانند اكنون ابرهاى سياه افق را فرا گرفته و راه روشن هدايت ناشناخته مانده است .
هامش
( 1 ) - زيرا گروهى از مردم بر اثر بخششهاى فراوان عثمان بطمع افتاده و از راه حق منحرف شده بودند و براى امام ممكن نبود كه پس از اين تبعيضات ناروا ، دوباره برابرى را بين مردم برقرار سازد و اگر امام مى خواست با آنان به عدالت رفتار كند براى رسيدن بمنافعشان بفتنه برمى خاستند و چون از اشراف و بزرگان عرب بودند غوغائى بزرگ بر ضد خلافتش برپا مى كردند و اگر امام ، وضع ظالمانهء آنها را تثبيت ميكرد مرتكب ستم مى شد و امام دشمن ستم بود و مخالفان عثمان عليه حكومت او هم برمى خاستند و براى رسيدن به عدالت برمى شوريدند پس راه براى رسيدن به حق و بركنارى از فتنه ، كدام راه بود ، پس از بيعت با امام آنچه پيش بينى مى شد بوقوع پيوست .