تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
اى ابو ذر ، تو براى خدا بر آنها خشم گرفتى ، پس به خداوند اميدوار باش ، آنها از تو بر دنيايشان ترسيدند و تو براى دينت از همكارى با آنها به هراس افتادى ، پس دنياشان را بخودشان واگذار ، و براى نگهبانى ايمانت از شر همكارى با آنها بگريز ، آنها بدنيائى كه تو از آن بازشان داشتى سخت نيازمندند و تو از بهره‌هائى كه آنها محرومت ساختند بى نيازى اگر درهاى آسمانها و زمين به روى بنده‌اى بسته شود و آن بنده از خداى پروا گيرد ، خداوند درهاى رهائى برويش مى گشايد ، حق با تو همدم است و باطل از تو فرار مىكند ، اگر تو بدنياى آنها روى مى آوردى دوستت مى داشتند و اگر از سرمايهء دنيا بهره‌اى مى گرفتى ترا امان مى دادند .

هرگاه به دنيا دل بستى

( بخشى از نامه‌ى امام به سلمان فارسى ) چنان باش كه چون دلبستگى بيشترى به دنيا يافتى از آن بيشتر بپرهيزى ، زيرا چون دنيادارى به دنيا دل ببندد دنيا او را به سختى و مصيبت كشاند .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 263 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى