اى مردم ، آن كس كه به گناه خويش بنگرد از عيبجوئى ديگران باز ماند و هر كس شمشير ستم بركشد با همان شمشير كشته شود و آن كس كه چاهى بر سر راه مردم بكند ، خود در آن چاه افتد ، و آن كس كه لغزشهاى خويش را فراموش كند ، لغزش ديگران را بزرگ شمارد ، و آن كس كه به انديشهء خويش بنازد گمراه گردد و هر كس تنها به خرد خويش تكيه كند در مسير زندگى بلغزد ، و آنكه بر مردم ، كبريائى فروشد خوار گردد .
ارزش مردم در دگرگونيهاى روزگار پديد آيد و گذشت روزگار ، رازهاى پنهان را آشكار كند ، بديهاى مردمان براى تو درسى آموزنده است كه از آن بديها كنارهگيرى ، هر كس از انديشهء ديگران بهره گيرد ، لغزشگاهها را خواهد شناخت دوستى ، نزديكى يى سودبخش است ، حق برادرت بر تو بمانند حق تو بر برادرت باشد .
به هر نعمتى كه مى رسى ، نعمتى ديگر را از دست مى دهى ، هر جاندارى توشهاى و هر دانهاى خورندهاى دارد و تو خود ، توشهاى براى مرگى .
اى مردم ، از فريبكارى بپرهيزيد كه خوى فرومايگان است ، اخلاص در عمل از نفس عمل مهمتر است ، و آنان كه نيت خويش از تباهى پاك سازند ، كارى از جهاد ، شديدتر انجام دادهاند .
هيهات ، اگر پرهيزگارى جلودارم نبود از همهء عرب زيركتر و سياستمدارتر بودم .
بر شما باد كه حق را بهنگام خشنودى و خشم يكسان گوئيد و در
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٦١