اين گردنهها بردن ، بخصوص در سراشيبىها ناشدنى است . حمد به و زير نوشت كه از حمل آن درگذر .
نيز در همدان صخرهاى هست بزرگ ، در جايى به نام تبنابر از دارنبهان ، در دامنهء كوه ، كه در آن صخره ، دو طاق مربع حفر شده است به طول دو قامت در سطحى پهن . در هر طاق سه لوحهء طولى كنده شده و هر لوحه را بيست سطر كتيبه است . و اين نوع كتيبه را كشته * 116 نامند .
گويند : اسكندر از همدان بگذشت ، چون اين صخره را بديد ، فرمود تا آن را بخوانند « 1 » . چون خواندند در آن چنين بود :
« راستگويى ميزان خداوند است كه عدالت بر آن چرخد . دروغ پيمانهء شيطان است كه ستم بر آن چرخد . و اين دو ، در ميان شهرها و مردمان به تكاپو شوند . هماغوش گردند و در هم آميزند . آنجا كه راستى بر دروغ پيروز گشت ، عدالت بر ستم پيروز شده است . آنجا كه دروغ بر راستى چربيد ، ستم بر عدالت چربيده است . بدين گونه گناهان زمين را پر كنند .
پس راست گوئيد اگر چه به اندازهء يك موى باشد . زيرا راستى فروغى از فروغهاى خداى عز و جل است . از دروغ دورى كنيد ، اگر چه به اندازهء يك موى باشد . زيرا دروغ ساز و برگى از ساز و برگهاى شيطان است . راست گوئيد به هر كس به شما راست گويد ، كه از راستى راستى زايد . و دروغ مگوئيد به آن كس كه به شما دروغ گويد ، كه از دروغ دروغ زايد . زيرا جولانگاه راست و دروغ را ، طبيعت و جنس خود آن دو بسازند . بدين گونهاى دانايان ، راستين راست باشيد ، تا دهانتان [ در اثر فروغ سخن راست ] همى پر از نور باشد * 117 . دروغگو مباشيد تا لعنت و نفرين به زبانتان نرسد .
هامش
( 1 ) - در نسخهء عكسى ( ورق 128 آ ) در اين باره دو روايت نقل كرده است . يكى همان كه در متن است . ديگرى اينكه : خود اسكندر هنگام عبور از همدان ، چون زيبايى و بلندى و صافى آن سنگ را در دامنهء الوند ديد ، فرمود تا آن طاقها را بكنند و آن كتيبه را در آن بنگارند .