برقبهء غمدان و بر عمود مارد و بر ركن مشقر و بر ابلق فرد « 1 » و بر [ مسله ] نيل مصر و بر در كليساى رها « 2 » و بر دروازهء قيروان و بر دروازهء سمرقند و بر صخرهء تبنا بر همدان ، كتيبههااى به جاى هشتهاند .
نمكزار فراهان
مردم جبال گويند : از شگفتيهاى سرزمين ما نمكزار روستاى فراهان است . آن ، شبه درياچهاى است كه درازايش چهار فرسنگ و پهنايش نزديك به يك فرسنگ است . به روزهاى پاييز كه روستاييان بذر افشانى را نيازيشان به آب نيست ، همهء آبها به اين درياچه بندند . و بدين گونه در سر تا سر پاييز و زمستان آبها در آن ريزد . چون بهار آيد و نيازمند آب شوند ، آبها را از آن ببرند . سپس همهء آن آب كه در آن ماند نمك شود . و كردان و چوپانان آن نمك را به همهء شهرهاى جبال برند .
كلبى گويد : اين درياچه را بليناس طلسم كرده است ، كه تا استفادت از آن آزاد بود بماند و چون جلو گيرند بخشكد .
در اين روستا ( فراهان ) دهكدهيى است به نام فردجان و در آن آتشكدهاى كهن است . و آن يكى از آتشهايى است كه مجوسيان در حق آن غلو كردهاند . چونان آتش آذرخره و آتش جمشيد - و اين نخستين آتش است - و آتش ما گشنسب « 3 » ، و اين آتش كيخسرو است . مجوسيان دربارهء اين سه آتش غلو كردند و سخنشان خردپذير نبود . چنان كه گفتند : زردشت
هامش
( 1 ) - ظاهرا همان حصن تيماء است ، چنان كه مارد ، حصن دومة الجندل است . و زباء ، ملكهء سبا ، خواست اين دو دژ را بگشايد و نتوانست . از تعليق صفحهء 30 كتاب الفصول و الغايات ( - فى تمجيد الله و المواعظ تأليف ابو العلاى معرى ) ، تحقيق محمود حسن زناتى .
( 2 ) - بعدها ، ادسا نام يافت . نيز الرهاء و رهاء .
( 3 ) - ظاهرا مصحف « آذر گشنسب » است ، چنان كه چند سطر بعد بيايد .