همدان - و بدين گونه آن برف و سرما اندك شده سپس در سوى راست شير ، طلسمى براى مار ساخت ، مار آنجا نيز اندك شد . طلسمى ديگر كژدم را ساخت ، كژدم كم شد . طلسمى ديگر فرو رفتن در برف را ساخت و مردم از آن آسودند . طلسمى ديگر ، در پشت آن ، براى كيك ساخت و كيك اندك گشت . طلسمى ديگر تب گرم را ساخت و تب گرم بكاست .
مردم همدان به بليناس خوارى روا داشتند . او بدين خاطر ، بر فراز اروند طلسمى مشرف بر شهر ساخت ، از آن پس جفاجويى در مردم در گرفت .
و طلسمى در برابر ساروق همدان كرد ، بدان گونه كه زير پاى مردم جاى گرفته بود . پس مردم با پادشاهان مكر كردند و در نتيجه خسروان ، جايگاه سلاح و ساز و برگ جنگى را از آن نقل دادند . طلسمى ديگر براى جنگ و لشكركشى ساخت ، بدين گونه آن جاى هيچ گاه از لشكرى يا جنگى خالى نمىبود .
محمد بن احمد حاجب ، اين اشعار را از خود ، در وصف شير همدان برايم خواند :
هان اى شير ، كه روزگارانى دراز است كه بر اين جايى و با آن همه رويدادها و حوادث روزگاران پايدار ماندهاى .
تو در اينجا خانه كردهاى و به هيچ گونه انديشهء برخاستنت نيست ، گويى دروازهبان همدانى .
بنگرم كه تو با گذشت روزها شادابتر شوى ، گويا از دستبرد روزگار ، امان يافتهاى .
آيا روزگار پيش از تو بوده است يا تو پيش از روزگار بودهاى - تا بدانيم - يا هر دو از يك پستان شير نوشيدهايد ؟
تو و روزگار دو بيگانهايد كه هر يك را تبارى ديگر است ، يا نه ، كه دو برادريد ؟
اگر تو سخن گفتن بتوانستى ، چون داستانسرايان بنشستى و ما را از
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: ح . مسعود
ص٦٨