تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
[ مهدى ] « 1 » روستاى ما ينمرج را ، از آن دينور ، و روستاى جوذمه را ، از آن آذربايجان از خورهء برزه ، ضميمهء سيسر كرد و كاردارى مستقل بر آن بگمارد ، كه خراج آن سامان را به دو مىپرداختند . از اين پس باز ، به روزگار رشيد ، راهزنان فراوان پيدا شدند و سيسر را ويران كردند . رشيد امر كرد تا آن را بساختند و بارويش بر آوردند . آنگاه هزار مرد ، از ياران خاقان حارثى سغدى ، به نگهبانى آن موظف كرد ، كه تا هم امروز قومى از فرزندان آنان در سيسرند . پس اين هنگام ، در آخر روزگار رشيد ، مرة بن ابى مرهء ردينى عجلى ، روى به سيسر نهاد . عثمان اودى خواست مغلوبش كند ، اما بر او - كه آذربايجان را در دست داشت - چيره شدن نيارست . مرة بن ابى مره ( پس از چيرگى بر سيسر ) ، در روزگار محمد بن رشيد ، خود بر پايهء مقاطعه‌اى معين ، خراج سيسر مىگزارد ، تا آشوب پديد گشت . و از پس آن آشوب ، چون كار بر مأمون راست شد ، سيسر از عاصم بن مرة ( ابن ابى مره ) باز گرفته شد و از دست او در آمد و جزء ضياع خلافت شد .

شير همدان

از شگفتيهاى همدان ، شير سنگى است كه بر دروازهء شهر جاى دارد . گويند : آن شير طلسم سرماست و ساختهء بليناس رومى صاحب طلسمات است ، كه قباد بزرگ چون خواست آفات شهرهاى خود را ببندد و طلسم كند ، او را بدان جاى فرستاد . پيش از آن چنان بود كه از بسيارى برف ، اسب سواران در برف مىشدند . بليناس آن شير را ساخت - آن تنديس شيرى است بزرگ از سنگ در برابر اروند ، همان كوه سر بر آورده بر
هامش
( 1 ) - در عبارت متن ( ص 240 س 2 ) : « و ضم اليها رستاق ما ينمرج و . . . و ولاها عاملا مفردا . . . » ضم ، با ضم ضاد و به بناى مجهول ضبط شده است . و ظاهرا معلوم است و فاعل آن مهدى است به قرينهء « و ولاها »
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى ) — صفحة 67 | ح . مسعود / أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني )