برترى نمىنهاد .
ليكن خداوند ، طبيعتهاى مردمان را گوناگون آفريده است . و اگر اين اختلاف طبايع ، و علل گوناگون در سرشت خلق نبود ، هر كس زيباترين نامها و پر محصولترين شهرها و ميانه افتادهترين كشورها را مىخواست . و اگر چنين بود مردم جهان براى به دست آوردن مراكز و شهرهاى پر محصول ، با يك ديگر كشاكش و نزاع داشتند . و اين است كه در مثل گفتهاند : « خدا شهرها را با غريزهء وطن دوستى آبادان داشت » « 1 » .
عبد الله بن زبير گويد : مردم از هيچ يك از مقدرات خود ، چندانكه از وطن خرسند و خشنودند ، قانع و راضى نيستند .
خداى ، عز و جل ، فرموده است : «
وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ
* 114 « 2 » - اگر ما بر ايشان فريضه نبشتيمى كه خويشتن را بكشيد ، يا از خانومان خود بيرون شويد ، نكردندى آن ، مگر اندك كس از ايشان . » كه در اين آيت دريغ از وطن را با دريغ از جان برابر كرده است .
زنى اعرابى را از شهرنشينان شوهر دادند و در شهر مسكن ، او همى در آرزوى باديه زاريد و اين شعر خواند :
سوگند به خدا ، پوشيدن جامهء موئين ( عباءة ) « 3 » را - به شرطى كه چشمم به ديدار يار و ديار روشن باشد - از اين جامههاى نازك و شفاف ، دوستتر دارم .
و خانه چهاى كه بادها در آن بوزند و بلرزه افتد ، از كاخى سر برافراشتهام محبوبتر است .
و از اين روى باشد كه گويند : روح لطيف آن است كه به زادگاه
هامش
( 1 ) - « عمر الله البلدان بحب الاوطان » .
( 2 ) - آيهء 66 سورهء 4 « نساء » ترجمه از ميبدى .
( 3 ) - رك : فرهنگ البسهء مسلمانان ص 274 - 279 .