و اينك ، چشماندازى ديگر :
پيامبر گرامىترين و پاكترين آفريدگان است ؛ ميانجى زمين و آسمان است ؛ برترين چكاد انسانى است كه از طريق آن مىتوان ، بىواسطه ، به آسمان پيوند خورد .
حال چه كسى مىتواند بر اين بلنداى و الا و شكوهمند جاى گيرد ؟
هيچكس ، جز حسن و برادرش حسين ؛ اين دو طفل بودند كه در هنگام نماز ، سجود پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - را مغتنم مىشمردند و بر پشت آن حضرت مىپريدند .
هنگامى هم كه أصحاب اين كار دو كودك را ناروا مىپندارند و مىخواهند منعشان كنند ، پيامبر به أصحاب إشارت مىفرمايد « كه آن دو را وانهند » .
آنگاه پيامبر سر از سجده بر نمىدارد تا اين دو به خواست خود عمل كنند و به دلخواه خويش فرود آيند .
در نصّ حديث آمده :
[ 116 و 142 و 143 ] هنگامى كه پيامبر نماز را به پايان برد ، آن دو را در آغوش خود نشانيد و گفت : « هر كه مرا دوست مىدارد ، بايد كه اين دو را دوست بدارد » .
كردار اين دو كودك با همهء دلنشينى ، از حالت كودكانهاى بىآهنگ و آگاهى ناشى نشده است ؛ زيرا مقام اين دو طفل برتر از آن است كه حال نماز را از غير آن بازنشناسند . رفتار پيامبر بزرگوار هم در برابر ايشان ، از روى عاطفهء عادى بشرى نيست ؛ زيرا او در عظيمترين حالات قرب به خداوند است . « 1 »
دو كودك در حالى بر فراز اين چكاد و الا جاى مىگيرند ، كه در حال عروج به آسمان است . مگر نه آنكه نماز معراج مؤمن است « 2 » ، و پيامبر سرور مؤمنان ؟ !
هامش
( 1 ) . در حديث است كه « بنده در سجده از هر وقت ديگر به پروردگارش نزديكتر است » ( الصّلاة فى الكتاب و السّنّة ، با ترجمهء فارسى ، مؤسّسهء فرهنگى دار الحديث ، چ : 1 ، 1377 ه . ش ، ص 75 .
( 2 ) . ناظر است به عبارت مشهور « الصّلاة معراج المؤمن » كه حديث بودن آن محلّ گفتوگو واقع گرديده ( نگر : الصّلاة فى الكتاب و السّنّهاى پيشگفته ، ص 10 ) ؛ و البتّه نمونه را ، در رسالهء اعتقادات علّامهء مجلسى - رضوان اللّه عليه - ( ط . رجائى ، ص 39 ) ، بصراحت حديث نبوى دانسته شده است .
العلم عند اللّه .