32 خوابهاى اندوهبار
خواب و واقعيّت خواب ، هر چه باشد ، حزن و اندوه ناشى از واقعهء دردناك عاشوراء ، به مرزهاى عالم بيدارى محدود نماند . گزارشها از خوابهائى اندوهبار حكايت كردهاند :
[ 324 - 325 ] ابن عبّاس گفت : در خواب نيمروزى رسول خدا را ديدم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ؛ غبارآلود و ژوليدهموى ؛ شيشهاى در دست ؛ و در آن شيشه ، خون .
گفتم : پدر و مادرم به فدايت باد ! اى رسول خدا ! اين چيست ؟ ! گفت : اين خون حسين و أصحاب اوست ؛ امروز يكسره اين خون را برمىگرفتهام .
حساب آن روز نگاه داشتند ؛ ديدند همان روز قتل او بوده است .
أمّ سلمه ، همسر پرهيزگار پيامبر - كه دوستدار أهل بيت و به حسين مهرورز بود - ، همان كسى كه بارها در زندگانى إمام حسين - عليه السّلام - به نام وى باز مىخوريم ، ديگر كسى است كه چنين رؤيايى سر او را از خواب برآورده :
[ 327 ] از سلمى نقل كردهاند كه گفت : أمّ سلمه مىگريست كه بر او وارد شدم ؛ گفتم : چه چيز تو را مىگرياند ؟ ! گفت : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را در خواب ديدم كه بر سر و محاسنش خاك بود . گفتم : تو را چه مىشود ؟ اى رسول خدا ! تو را چه مىشود ؟ ! فرمود : همين لختى پيش ، شاهد كشته شدن حسين بودم . « 1 »
هامش
( 1 ) . مختصر ابن منظور ( 7 / 152 ) .