خود موجب مؤاخذهاى دشوار است .
در مذلّت و خوارى اينان همين بس كه در مجلس حكومتگران كشندهء حسين حاضر شوند و با چشم خود رفتارى را كه با سر مطهّر او مىشود ببينند ؛ همان سر كه روزى آن را بر سينه و دوش و آغوش پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مىديدند ، و اينك ، در حالتى ديگر ، بلكه دقيقاً آنگونه كه خود روايت مىكنند ، مشاهده مىكردند :
اين أنس بن مالك است كه :
[ 319 ] گفت : هنگامى كه حسين را كشتند ، سر او را به نزد عبيد اللّه بن زياد آوردند ، شروع كرد با چوبدستى بر دندانهاى پيشين او زدن ، و گفت : دندانهاى پيشين زيبائى هم داشته ! گفتم : به خدا سوگند كه به تو بد خواهم كرد ؛ چه ، ديدم كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آن جاى دهان او را كه چوبدست تو بر آن مىخورد ، مىبوسيد . « 1 »
آيا أنس - كه خادم پيامبر بود - اين اندازه دل داشت كه اين گونه با ابن زياد روبرو شود ؟ ! چرا پيش از آنكه ابن زياد بر دندانهاى حسين بزند ، به او بد نكرد و بد نگفت ؟ ! بلكه پيش از قتل حسين - عليه السّلام - چرا چنين نكرد ؟ ! آيا عبيد اللّه جنايتكار نبود ، و پيش از اين استحقاق بد كردن و بد گفتن نداشت ؟ ! أصلا در چنين زمانى ، أنس ، در مجلس عبيد اللّه ، چه مىكند ؟ ! و آيا أنس تنها همين رفتار رسول خدا را با نوادهاش ، حسين ، ديده بود ؟ ! يعنى آيا از ديگر رفتارها و گفتارهاى آن حضرت در حقّ حسين - كه شمّهاى از آن را در فصلهاى « 10 » و « 11 » ديديم - خبر نداشت ؟ ! آن هم در جائى كه او خادم رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و همواره ملازم در خانهء ايشان بوده ؟ !
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 151 ) .