فرو كاسته شود و غلوّى در مرتبت اينان صورت بندد - از همان طريق كه آنان يارى مىشوند ، اينان هم يارى شوند ؟ ! به هر روى ، هنگامى كه حسين - عليه السّلام - به آهنگ مكّه از مدينه بيرون آمد ، بر ابن مطيع گذر كرد كه چاهى مىكند و دربارهء مسير إمام ميان ايشان سخنانى رفت ؛ در خاتمهء آن آمده است :
[ 201 ] ابن مطيع گفت : اين چاهم را به آب رسانيدهام و امروز نخستين روزى است كه آب به دلو ما آمده ؛ اى كاش دعا مىكردى كه خداوند آن را براى ما با بركت سازد .
حسين - عليه السّلام - گفت : از آبش بياور . پس قدرى از آب چاه را در دلو به نزد او آوردند . از آن نوشيد ، سپس آب را در دهان گردانيد و آنگاه به چاه بازگرداند ؛ آب چاه گوارا و فراوان شد . « 1 »
اين كار ، از حسين كه معدن كرم و فيض بسيار است ، اندكى است ؛ ولى ماجراى آب ، و حسين كه در راه كربلاست ، حقيقتى عبرتانگيز و سرشكخيز دربردارد :
آيا اينها إشاراتى نهانى و غيبى است بدان كه آب را از حسين دريغ خواهند كرد ، و او كه سر چشمهء بركت است و از فيض دهانش آب گوارا مىشود و چشمه جوشان مىگردد ، « تشنه » كشته خواهد شد ؟ ! آيا اين معنا به خاطر هيچكس مىرسيد ؟ ! أمّا حكايت تشنگى و آب جستن ، در ماجراى كربلا مقامى ديگر دارد !
هامش
( 1 ) در مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 130 ) بجاى « و أمهى » كه در متن چاپى تاريخ دمشق آمده و ما به « فراوان شد » ترجمه كرديم ، با ضبط و حركتگذارى ، « و أمرى » آمده استكه مشابه همان معنا از آن مستفاد مىگردد .