وصيت كند ، او گفت « خدا را امرى است كه خود آن را به انجام رساند . » « 1 » و غيبت تامّه ( كبرى ) ، همان غيبتى است كه بعد از سمرى - رحمة اللّه عليه - واقع شد . » « 2 »
گفتار ما
از اين اخبار و اخبار مشابه آشكار مىشود كه آن حضرت - عجل اللّه تعالى فرجه - دو غيبت دارند :
الف . غيبت صغرى ، و آن همان غيبتى است كه از آغاز ولادت آن حضرت شروع شد و تا وفات سمرى پايان يافت و در آن مدت جز خواص شيعه كه همان چهار نماينده بودند ، كسى امام عليه السّلام را نديد .
ب . غيبت كبرى ؛ كه از زمان وفات سمرى شروع شده و تا لحظهء ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت و كسى حق ندارد براى غيبت ، مدت و انتهايى تعيين نمايد و از اخبار و روايات ، فقط طولانى بودن آن و اينكه داراى نشانههاى تخلفناپذير است فهميده مىشود ، امّا اخبارى هم وجود دارد كه بيانگر آن است كه ممكن است بداء « 3 » جارى شوى - و حتى با پيدا شدن نشانههاى قطعى و تخلفناپذير باز هم ظهور به تأخير بيفتد . - « 4 »
2 - 2 : علّت غيبت و طولانى شدن آن
روايات
1 . زراره مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : « همانا فرزند ( مهدى عليه السّلام ) ، قبل از قيامش غيبتى خواهد داشت . » گفتم : « چرا ؟ » ، در حالىكه با دست به شكمش
هامش
( 1 ) . يعنى ديگر در مورد نمايندگى ، وصيتى نكرد ؛ و البته على بن محمد سمرى به اشارهء امام از وصيت در مورد وكالت امام خوددارى كرد ، چنان كه سه نمايندهء قبلى به امر امام و تعيين آن حضرت ، مردم را از نمايندهء بعدى مطلع نمودند . مترجم
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 15 ، روايت 15 .
( 3 ) . به احاديث بداء و توضيحات حضرت استاد علامه طباطبائى - رضوان اللّه تعالى عليه - در اصول كافى ، ج 1 ، ص 146 باب بداء مراجعه شود .
( 4 ) . در پايان فصل يازدهم همين باب ، دربارهء امور حتمى و تخلفناپذير و نشانههاى قطعى ، رواياتى ذكر خواهد شد .