تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
آنان را مجراى بهره‌وريها و فيض عام و خاص براى مردم ساخت و تمام اسماء الهى را به ايشان آموخت :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » تا اينكه به اذن او همچون خودش در همه چيز تصرّف و دخالت كنند و با جانشينى خويش و عهده‌دارى امور زمين و ساكنان آنان ايشان را بر ديگران شرافت و برترى داد و ايشان و اوصياى بعد از خودشان - كه درود خدا بر تمامشان باد - در تمام زمانها صاحب اختيار و كارگزار امور زمين و مردم شدند و چنين است كه اگر حجت و خليفه خدا در زمين نباشد خاك هستى مردم را در خود خواهد كشيد . براى اينكه معنى خلافت و حجت بيشتر روشن شود بايد افزود كه خداوند تعالى با اسماء و صفات عاليه‌اش همه‌چيز و همه پديده‌ها را پديد آورده است و خود عهده دار تمام امور آنهاست ، هستى همهء آنها وابسته به اوست و هرگونه اراده كند در آنها دخل و تصرف مىنمايد امّا بناى ذات مقدسش بر اين است كه امور خلقت مادى را فقط از طريق اسباب مادى - و بدون دخالت مستقيم و يا بىواسطه - اداره نمايد ، و از جمله اسباب مادى براى اصلاح امور ظاهرى و باطنى مردم پيامبران و جانشينان آنها عليهم السّلام هستند . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « خداوند ناپسند و ناخوش مىدارد كه امور عالم را جز با اسباب و وسائط اداره نمايد از اين‌رو براى هرچيزى سببى قرار داده است ، و براى هر سبب گستره و ميدان قدرت و نفوذى قرار داده و هر ميدانى را كليدى بخشيده و براى هر كليد و گشايشگرى نشانه‌اى قرار داده و براى هر نشانه‌اى پيشگاه و راه ورودى گويا - و خوانندهء به حق - مقرر فرموده است ، هركه او را بشناسد - و به رسميت بپذيرد - خدا را شناخته و هركه او را انكار كند خدا را انكار كرده است ، آن بارگاه و راه ورود ، رسول اللّه و ما هستيم . » « 2 » پس اگر آن بزرگواران - درود خدا بر آنان باد - عناصرى خاكى نبودند و امور عالم خلقت و از جمله زمين و ساكنان آن را برعهده نمىگرفتند امور زمين و مردمش از هم مىپاشيد ، بنابراين بايد واسطهء بين آفريننده و پديده‌هاى مادى كسى باشد كه داراى خلقت مادى و جسمانى و علاوه بر آن داراى درجه‌اى از شرافت
هامش
( 1 ) . بقره : 31 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 90 ، روايت 15 .