2 . عمر بن يزيد مىگويد : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : « اگر سفيانى را ببينى پليدترين مردم با چهرهاى قرمز مايل به كبودى ، را ديدهاى ، پناه بر خدا ، پناه بر خدا پناه بر خدا از آتش . سفيانى در پليدى به آنجا رسيده است كه همسرش را ، از ترس اينكه او را معرفى كند ، زنده به گور مىنمايد . » « 1 »
3 . امام صادق عليه السّلام فرمود : « موضوع خروج سفيانى از امور حتمى و وقوع آن در ماه رجب است . » « 2 »
4 . عبد اللّه بن ابى منصور مىگويد : از امام صادق عليه السّلام در مورد نام سفيانى سؤال كردم فرمود : « به اسمش چهكار دارى ؟ » وقتى پنج شهر شام ، دمشق ، حمّص ، فلسطين ، اردن و قنّسرين را به تصرف درآورد ، آنموقع ، منتظر فرج باشيد . » گفتم : آيا نه ماه مالك آنهاست ؟ فرمود : « نه ، بلكه فقط هشت ماه ، حتى يك روز هم بيشتر نمىشود . » « 3 »
5 . عمر بن ابان كلبى از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : گويا سفيانى ، يا رفيق سفيانى ، را مىبينم كه در محلّه رحبه در كوفه ، بار انداخته و منادى ، از طرف او ، ندا مىدهد كه : هركس سر شيعهاى را براى من بياورد هزار درهم جايزه دارد ، بعد از آن ، همسايه به همسايهاش يورش مىبرد و مىگويد اين شيعه است ، گردنش را مىزند و هزار درهم مىگيرد . . . » « 4 »
6 . فضل بن شاذان از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند : « امام قائم عليه السّلام ، تشريف مىآورد تا اينكه وارد نجف مىشود . در يك روز چهارشنبه لشگر سفيانى و يارانش در حالىكه مردم هم با او هستند از كوفه به سوى امام عليه السّلام روان مىشوند . امام عليه السّلام آنها را مخاطب قرار داده به حق خودش ايشان را سوگند مىدهد - كه حق را بشناسند و جانب حق را نگه دارند - و مظلوميت خود را به آنان اعلام مىكند و مىفرمايد : « هركس مجادله و نزاعش با من ، در راه خداست بداند كه من نزديكترين و مقربترين مردم در پيشگاه خدا هستم . . . » آنها مىگويند : « از هرجا آمدى به همانجا برگرد ، ما به تو نيازى نداريم ،
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 205 ، روايت 37 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 204 ، روايت 32 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 206 ، روايت 38 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 215 ، روايت 72 .