تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
فرمود : « نسبت به بندگان مؤمن و شيعهء آل محمد رحيم است كه ميدان تقيه را برايشان باز كرده است ، تا هرجا كه بتوانند دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا را آشكار كنند و هرجا قدرت اظهار آن را نداشتند آن را پنهان نمايند . » « 1 » 14 . محمد بن ميمون از امام باقر از پدرش از جدش عليهم السّلام نقل مىكند كه فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « از شما مىخواهند كه مرا دشنام دهيد ، دشنام دهيد ، و از شما مىخواهند كه از من بيزارى جوئيد ، در اين صورت گردنهايتان را بكشيد - يا به افتخار گردنفرازى كنيد يا تا سرحد كشته‌شدن آماده باشيد - كه محبت و ولايت من در فطرت انسانها نهفته است . » « 2 » 15 . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « آگاه باشيد كه پس از من ، آدمى گشادگلو ، و شكم گنده بر شما مسلط مىشود كه هرچه بيابد مىخورد و هرچه را نيابد به جستجويش برمىخيزد ، پس او را بكشيد - كه هرگز نخواهيد كشت ، بدانيد ! كه او شما را امر مىكند تا مرا دشنام دهيد و از من بيزارى جوئيد ، امّا دربارهء دشنام دادن ، - مىگويم - دشنام دهيد كه براى من نوعى تزكيه و براى شما رهايى - از جور - خواهد بود ، امّا در بارهء بيزارى جستن ، مىگويم از من بيزارى مجوئيد كه من اين گونه خلق شده‌ام كه درون پاك انسانها مرا دوست بدارد و من اولين كسى هستم كه ايمان آوردم و هجرت كردم . » « 3 » 16 . امام باقر عليه السّلام فرمود : « تقيه براى حفظ جان و جلوگيرى از ريختن خون است ، پس هرگاه تقيه ، خود موجب ريختن خون شد ، ديگر تقيه جايز نيست . » « 4 » 17 . ابو حمزه ثمالى مىگويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : « زمين برجا باقى نمىماند مگر اينكه عالمى از ما كه حق را از باطل بشناسد بر روى آن زنده است . » و فرمود : « تقيه براى حفظ جان و جلوگيرى از ريختن خون است ، پس هرگاه تقيه ، خود موجب ريختن خون شد ، ديگر تقيه جايز نيست . و به خدا قسم اگر فراخوانده شويد تا ما را
هامش
( 1 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 475 ، روايت 12 ، از باب 28 . ( 2 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 477 ، روايت 8 ، از باب 29 . ( 3 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 478 ، روايت 10 ، باب 29 . ( 4 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 483 ، روايت 1 ، از باب 31 .
الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 102 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى) / جواد وزيرى فرد