تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
شمشير به ميدان مىآيد و جز با شمشير با مردم معامله نمىشود . » « 1 » 3 . ابو عمر اعجمى مىگويد : « امام صادق عليه السّلام به من فرمود : اى ابا عمر ! اگر دين را به ده جزء تقسيم كنى ، نه جزء آن تقيه است و كسىكه تقيه نكند دين ندارد . . . » « 2 » 4 . عبد اللّه بن ابى يعفور مىگويد : « از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : تقيه ، سپر و پناهگاه مؤمن است و كسىكه تقيه نكند ايمان ندارد . . . » « 3 » 5 . امام صادق عليه السّلام : هرچه اين امر - غيبت يا ظهور - نزديكتر شود ، تقيه شديدتر مىشود . » « 4 » 6 . حسين بن خالد مىگويد : امام رضا عليه السّلام فرمود : « كسىكه اهل پرهيز نيست ، دين ندارد و كسىكه اهل تقيه نيست ، ايمان ندارد ، گرامىترين شما در نزد خدا پايبندترين شما به تقيه است . » عرض شد : « يابن رسول اللّه ! تا كى ؟ » فرمود : « تا قيام قائم ، بنابراين كسىكه قبل از خروج قائم ما ، تقيه را ترك كند ، از ما نيست . » « 5 » 7 . معمّر بن خلّاد مىگويد : « از امام رضا عليه السّلام در مورد از جا حركت كردن براى حكام پرسيدم : فرمود : امام باقر عليه السّلام فرمود : تقيه ، دين من و دين پدران من است ، كسى كه تقيه نكند ، ايمان ندارد . » « 6 » 8 . مفضل مىگويد : از امام صادق عليه السّلام در مورد آيه :
أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً
« 7 » فرمود : « آن سدّ ، تقيه است » ،
فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً
« 8 » فرمود : « اگر طبق تقيه عمل نمايى ، راهى براى مسلط شدن بر تو پيدا نمىكنند ؛ تقيه ، دژ محكمى است ، و در بين تو و دشمنان خدا به صورت سد و مانعى واقع مىشود كه نمىتوانند در آن رخنه نمايند . » « 9 »
هامش
( 1 ) . اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 564 ، روايت 649 . ( 2 ) . و سال الشيعه ، ج 11 ، ص 460 ، روايت 2 ، باب 24 . ( 3 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 460 ، روايت 6 ، باب 24 . ( 4 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 462 ، روايت 11 ، باب 24 . ( 5 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 465 ، روايت 25 ، باب 24 . ( 6 ) . وسايل الشيعة ، ج 11 ، ص 460 ، روايت 3 ، باب 24 . ( 7 ) . كهف : 95 - بين شما و آنها سدى قرار دهم . ( 8 ) . كهف : 97 - نتوانند از آن بالا بروند و در آن رخنه‌اى ايجاد كنند . ( 9 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 467 ، روايت 33 ، باب 24 .