و تركهاى مهاجم از قلمرو فرهنگ و تمدن خاور نزديك دفاع مىكردند توقف نمودند « 1 » .
با تمام اين احوال هجوم تازيان براى ايرانيان بيش از تمام مصائب ملى قبل و بعد آن حائز اهميت بوده است . چه اينكه ايرانيان در آن موقع براى اولين و آخرين بار در طول تاريخ خويش كانون و قلب تمام فرهنگهاى شرق و بلكه تمام تمدن آن زمان را در دست داشتند ، ولى پس از حملهء تازيان مذهب خود را رها ساختند تا به تعاليم پيغمبر اسلام ( ص ) كه با شور جوانى تازيان سادهروح و تازهنفس عرضه مىگرديد ، بگروند ، و بدين ترتيب اين حادثهء بزرگى كه در قرن هفتم ميلادى در تاريخ ايران رخ داد مهمترين واقعهء تاريخى به شمار آمده و براى تاريخ ممتد و طولانى اين ملت و مملكت ميزان اساسى سنجش واقع گرديد . اين بخش « ايران ميانه » و « ايران نو » را از هم جدا مىسازد و سيماى نوى بدين ملت مىبخشد و در حالى كه ملت ايران در مبارزات خويش با تازيان داعيهء وحدت ملى و استقلال فرهنگى خويش را به اثبات مىرساند باز مىبايست در لواى ايمان به خداى واحد تمام ماهيّت خود را عوض نموده از نو بسازد .
يك چنين تجددى در ظرف يكى دو روز ممكن نيست . ملت ايران نيز قرون زيادى وقت لازم داشت تا بتواند شخصيت مجدد خود را بيابد و منزلتى در بين ملل مسلمان به دست آورد ، و در جامعهاى كه تازه در شرق و جنوب سواحل مديترانه پايهگذارى مىشد و عامل و ضامن آن اسلام بود ، وارد گردد . ولى در عين اينكه
هامش
( 1 ) - دربارهء وظيفهء دفاع مداوم از سرحدات كه منجر به پيدايش استان خراسان و فرهنگ مولود آن سامان ( حتى در دورهء اسلامى ) گرديد رجوع شود به :Arnold Joseph Toynbee : A Study of History , 2 . Aufl . , Oxford und London 1935 , Bd . I , S 73 - 78 ; Bd . II , S 138 , 142 F