[ نظر اجمالى به سير تاريخ سياسى ]
نفوذ اسلام در ايران و اهميت آن براى تاريخ اين كشور
يكى از مشخّصات تاريخ ايران تقسيمبندى روشن و محسوس آن به دورههاى مجزا و بزرگى است كه هريك از آنها به سهولت از ديگرى متمايز مىشود و كيفيّت خاص خود را آشكار مىسازد . حتى در هزارههاى اول نيز هريك از دورههاى تاريخى به نوبهء خود بر اثر يك سقوط ملى به پايان رسيده و يا آغاز گرديده است . برطبق همين ميزان نيز بايد واقعهء نفوذ آن طبقهء قديمى قوم آريائى را ( كه نام خويش يعنى « اران » را به اين سرزمين داده است ) در نواحى شمالى ( خراسان ) به نظر بياوريم . زيرا اين واقعه ، واقعهايست كه به همراهى پيدايش دين زرتشت براى اولينبار به اين فلات سيماى تاريخى مفهومى بخشيده است ، و بدين منوال بر سر كار آمدن دولتهاى مادى و هخامنشى نيز نشانهء يك دگرگونى اساسى و عميقى محسوب مىگردد ، هرچند بر اثر آن فقط تحولاتى در بين كليهء قوم ايرانى به وجود آمد .
از تمام اينها روشنتر عصرى است كه با شروع حملهء اسكندر مقدونى آغاز گشت . در اين مورد عنصرى خارجى نيروى دولت را در دست گرفت و مىخواست در زمينهء فرهنگى نيز داعيهء رهبرى خود را به موقع اجرا درآورد . ايرانيّت به يك مبارزهء طولانى و پىگيرى كه متّكى بر قدرت سياست بود نياز داشت تا