تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
به عنوان اولين عرب در ماوراءالنهر به دنيا آمد « صغدى » « 1 » نام يافت ( 680 / 681 برابر 61 هجرى ) ، و عرب ديگرى به نام جديع را به جهت اينكه در كرمان متولد « 2 » شده بود الكرمانى « 3 » ناميدند ( و ظاهرا اين كلمه فقط به معنى لقب بر وى اطلاق نمىشده است ) . گاهى نيز پيش مىآمده كه نام مكان به يك شخص ايرانى داده مىشد « 4 » . پس از روى كار آمدن شعوبيّه ايرانيان غالبا به علم و عمد نام ايرانى بر خود نهادند . اين امر در مورد پيروان زردشت مثل حكام دولتهاى هم‌جوار موجود در جنوب بحر خزر « 5 » بديهى مىنمود ؛ ولى مسلمانان هم ، مانند سران قبائل كرد ( مثلا وشتاسپ ) « 6 » ، نامهاى پارسى يا ايرانى داشته‌اند ( مثلا اسامى مختوم به علامت تصغير ويه : اميرويه حسنويه و فضلويه ) « 7 » . پابك رهبر خرّميان نيز اين نام را به جاى نام اسلامى حسن براى خود انتخاب نمود « 8 » و مىخواسته شايد لااقل به اين وسيله باج خويش را به حس ملّى ايرانى بپردازد ؛ گرچه غير از اين امر هيچ‌گونه فعاليت ملى ديگرى « 9 » در بين اين فرقه مشاهده نمىشود . گاهى نيز اسامى عربى با
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 394 ؛ - ابن اثير ، ج 4 ، ص 40 . ( 2 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1858 . ( 3 ) - شورشى معروف ، رجوع كنيد به ص 62 به بعد از همين كتاب . ( 4 ) - سال 738 ( برابر 120 هجرى ) ، دهقان هرات « خراسان » نام داشت : طبرى رديف 2 ، ص 1636 [ و نيز به صDCCIXاز جلد ملحقات" Addenda " )) آن ] و ص 1636 . ( 5 ) - پس از آنكه اسپاهبذ سال 864 ( برابر 250 هجرى ) هنگام بيعتش براى حسن بن - زيد نام اسلامى عبد الله را « به عنوان اولين كس » پذيرفت ( خواندمير ، فهرست : 189 ص 10 ، تازه دو مرتبه اسپاهبذ حسام الدين در طبرستان ( خاندان باوند ) سر از نو « به عنوان اولين فرد » نام اسلامى بر خود نهاد : ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 240 . ( 6 ) - بلخى از آن نام مىبرد : در صفحات 164 تا 167 ( حدود سال 1100 برابر 493 ) ؛ - رجوع كنيد به :Minorsky , Guran 81 f .؛ - دربارهء اضافهء پسوندهاى ايرانى رجوع كنيد به كسروى ( شهرياران گمنام ) ، ج 3 ، ص 12 . ( 7 ) - رجوع كنيد به :Theodor Noldeke : Persische Studien I , S . 4 ff . ( Sitz . - Ber . der Ak . d . Wiss . zu Wien , Phil . - hist . Kl . 116 / 1 ) ; Fuck 8 , Anm . 7 .( 8 ) - مسعودى ( مروج الذهب ) ، ج 7 ؛ ص 130 . ( 9 ) - رجوع كنيد به اواسط فصل زردشتيان » از همين كتاب .