كه در مركز آسيا در همه جا به صورت مهايانا ( ارّابهاى بزرگ ) پا به عرصه مىنهاد .
بديهى است كه اين دين در قرن ششم و آغاز قرن هفتم ميلادى بخصوص در ماوراءالنهر « 1 » در برابر دين زردشت عقبنشينى كرد « 2 » ، بهطورىكه يكى از زائران چينى بودايى مذهب هيون سنگ
( Hiuentsang )
( در حدود سال 629 برابر 8 هجرى ) در سمرقند فقط دو خانگاه ويران بودايى يافت كه بيهوده براى احياى مجدد آن مىكوشيد « 3 » . در محلهاى ديگر نيز ظاهرا وضع همينطور بوده است ؛ و جوزجان و طالقان در آن زمان از جملهء نقاط غربى به حساب مىآمدند « 4 » .
كمى به طرف جنوب ، در درّههاى گندهاره نزديكى كابل و در نواحى بلخ دين بودا كموبيش توانسته بود خود را به صورت دين اكثريت و حاكم درآورد « 5 » .
در اينجا مراكز مختلف تعليم و تعلّم ( مدارس ) بودايى به نام « وهاره » وجود داشته است كه نام آن بر بعضى از امكنه باقى ماند ، مثلا نوبهار ( در اصل وهارهء نو
هامش
( 1 ) - دربارهء كشف نقاشىهاى ديوارى در افراسياب ، پايتخت قديمى خراسان رجوع كنيد به :S . Oldenbourg im J . As . 215 ( 1929 ) , S . 122 f .( 2 ) - فهرست ابن نديم ، ص 345( Flugel , Mani 105 . )؛ - و نيز كتاب ذيل كه شامل مجموعهء اخبار اقوامى است كه در زمان باستان در آسياى مركزى مىزيستهاند :
( 3 ) - نويسندهء ذيل از يك خانقاهى بودايى در سمرقند كه هنوز در آغاز قرن هشتم ( برابر با دوم هجرى ) به جاى بوده سخن مىگويد :Fuchs , Huei - ch'ao 451 .و نيز رجوع كنيد به :K . al - Qand / Barthold , Turk . russ . I 49 .( 4 ) - رجوع كنيد به :
( 5 ) - رجوع كنيد به :Fuchs , Huei - ch'ao 448 - 452 .( با اخبارى جداگانه دربارهء هر منطقهاى در قرن هشتم برابر دوم هجرى ) .