و با وجود اينكه ابن كاكويه « دينور » و « شاپور خواست » را تصرف نمود « 1 » ، به راندن كردها از جوزقان توفيق نيافت ( 1026 ميلادى مطابق 417 هجرى ) « 2 » .
در بين النهرين نيز ميان آل بويه و تركها كشمكش سخت در گرفت . « 3 »
مقارن با تجلّى اين حوادث سخت نگرانىآور در روابط سپاهيان و ملّتهاى مختلف و توأم شدن آن با كشمكشها و اختلافاتى كه بر سر تاج و تخت مىشد ، سلطان الدولة در 6 / 12 / 1024 تا 3 / 1 / 1025 ميلادى يعنى در ماه شوال 415 هجرى ( يا در 27 / 9 تا 25 / 10 سال 1025 ميلادى برابر 24 شعبان 416 هجرى ) در 22 سال ( ؟ ) و پنجماهگى درگذشت . تركهايى كه در ميان سپاهيان وى بودند با جانشينى برادرش ابو الفوارس ( در كرمان ) موافقت نمودند درحالىكه وزيرش براى جانشينى پسر وى ابو كاليجار ، مرزبان ، عماد الدين ، تلاش مىكرد ، و سرانجام ، اين ( وزير ) با وجود اينكه مىكوشيد با حكمران كرمان آشتى كند ، به قتل رسيد .
با اين حال پسرش ابو القاسم با ابو كاليجار جوان متحدا بر ضد ابو الفوارس قيام نمودند ، و وى را از فارس بيرون راندند ، ولى ابو الفوارس توانست حكومت كرمان را محفوظ بدارد « 4 » . اين حقيقت كه در واقع نيروى سپاهيان ديلمى عامل مؤثر و ملاك و ميزان فرمانروايى آل بويه بوده بدين وسيله به جهانيان آشكار گشت كه تنها ، اظهار ديلميان در پسا ( فسا ) و شيراز مبنى بر اينكه از ابو كاليجار رضايت ندارند ، براى كشاندن ابو الفوارس به سرزمين فارس كفايت نمود ؛ ولى بازهم قرارداد آنان دائر بر اينكه حكومت فارس به ابو الفوارس و حكومت
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 114
( 2 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 121 .
( 3 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 115 و 126 ( در سال 1028 ميلادى برابر 419 هجرى در بغداد و بصره ) .
( 4 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 116 .