محمود در پيكار با خوارزميان ، كه به رهبرى و تحريك مشتى از امراى خويش شاه خوارزم ( خوارزمشاه ابو العباس مأمون بن مأمون دوم ) يعنى داماد محمود را به سبب آنكه مىخواست نام پدر زن خويش را در خطبه وارد كند ، كشته بودند ، پس از چند پيكار مقدماتى در جنگ دشوارى ، بر آنان غلبه يافت و جز معدودى از ايشان ديگران را به قتل رسانيد ( چهارشنبه 20 مارس 1017 برابر 12 شوال 407 هجرى ) . در نتيجه ، سرزمين مزبور ( خوارزم و اورگنج سوم ژوئيه 1017 برابر پنجم صفر 408 هجرى « 1 » براى هميشه استقلال خود را از دست داد و به اطاعت يكى از « بيگ » هاى فرمانرواى مقتدر غزنوى به نام التون تاش كه عنوان « حاجب » داشت درآمد و با اين اقدام كوششهاى استقلالطلبانهء آن ، سركوب شد . « 2 »
در آن هنگام كه شهرت محمود روز بروز بهطورى افزايش مىيافت كه حتى چينيان و اويغورها ( 1024 / 1027 برابر 415 / 418 هجرى ) سفرائى به دربار او فرستادند « 3 » ، در مغرب كشور ميان آل بويه دشمنى و خصومتى كه در نتيجهء تقسيمبندى سال 1012 به طور قطع و يقين پيشبينى مىشد ، آغاز گرديد . - گرچه در واقع شمس الدولة ( پسر فخر الدولة ) پس از مرگ پدر نتوانست رى ، مقرّ حكومت برادر خويش مجد الدولة را ، طى حملهاى ، براى هميشه از دستش درآورد ( 1015 ميلادى ) « 4 » ، ليكن مجد الدولة به قدرى ضعيف شده بود كه او با مادرش
هامش
( 1 ) - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ، صفحات 403 تا 406 ؛ - تاريخ بيهقى ( فهرست : 161 ) ، صفحات 669 تا 678 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 73 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 90 ، - عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 204 ، شمارهء 1241 ؛ - و نيز :Barthold , Turk 275 - 279 ; Nazim 56 - 60 .دربارهء اين سلسلهء دوم سلاطين خوارزمشاهى رجوع كنيد به :
( 2 ) - سياستنامه ، ص 206 .
( 3 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 87 ؛ - مروزى ( فهرست : 39 ) صفحات 19 تا 22 و 76 تا 80 .
( 4 ) - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ص 382 / 387 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 86 .