خوزستان به ابو كاليجار محول گردد ، دوام بسيار نيافت ؛ و با وجود اينكه ابو الفوارس سپاهش را با ده هزار سرباز « كرد » تقويت نمود باز در ميان بيضا و اصطخر شكست خورد و دوباره به كرمان رانده شد . ابو كاليجار توانست بر خلاف ميل شيرازيان از سال 1026 ميلادى ( 417 هجرى ) مجددا حكومت خود را در فارس مستقر سازد « 1 » ، ليكن كوشش وى در راه تسخير كرمان ( 1027 ميلادى برابر 418 هجرى ) با عدم موفقيت مواجه گشت ؛ زيرا قشون وى تاب تحمل گرماى آن سرزمين را نياورد ، و همزمان با آن نيز در عقب سر وى شورشى در منطقهء باتلاقى سفلاى فرات بپاخاست ؛ و او نيز در تحت اين شرايط ناگزير شد كه با پرداخت 20 هزار دينار به عموى خويش ابو الفوارس موافقت كند « 2 » .
ابو الفوارس هم ، كه به سبب بىرحمى و قساوت منفور بود ، يك سال بعد ( شايد به وسيلهء زهر ) درگذشت ( 21 / 11 تا 20 / 12 سال 1028 ميلادى برابر ذوالقعدهء 419 هجرى ) ، و ما يملك او در كرمان بدون هيچ دشوارى به دست برادرزادهاش ابو كاليجار افتاد . « 3 »
اوضاع اصفهان و همدان نيز بهتر از اين نبود . در اين نواحى نيز مجد الدولة و ابن كاكويه ( علاء الدولة ) ناگزير شده بودند كه در مقابل اسپهبد مازندران ( طبرستان ) و همچنين در برابر منوچهر پسر قابوس - كه هر دو ، به تحريك افسرى ياغى يعنى علىّ بن عمران برانگيخته شده و پس از تصرف همدان ، اصفهان را محاصره نموده بودند - از خود دفاع نمايند ، تا توانستند بعد از پيكارهاى طولانى آنان را به عقب برانند ( 11 / 4 تا 10 / 5 / 1027 ميلادى برابر
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 116 به بعد ، - و نيز :H . Bowen in E I ( 2 ) , II 131 f .( 2 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 124 . - و نيز :Browne , Isf . 675 f .( 3 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 127 . - و نيز زركوب ( شيرازنامه ) ، ص 34 به بعد ( با ذكر تاريخ غلط ) .