( 1 ) كه بديدارش بروم .
مردم شيعى المذهب بصره كه ميان حاضر و ابن الكرديه ، واسط بودند اين جريان را بعرض حاضر رسانيدند .
گفت :
- نه ، به اين مرد راه ندهيد بيايد اينجا اين مرد حيلهگر است .
مردم ساده دل قسم خوردند كه او حيلهگر نيست بلكه شيعه است .
سرانجام با اصرار و الحاح حاضر را رضا ساختند كه با ابن الكرديه ملاقات كند .
در اين هنگام حاضر باحمد بن عيسى گفت :
- پس تو كناره بگير . بفلان موضع جا عوض كن كه اگر احيانا من ببند افتادم .
ابن الكردية باحمد بن حارث هلالى محرمانه خبر داد كه ما امشب با گمشدهى خود در خانهى خودمان وعدهى ديدار داريم .
نگذار فرصت از دست برود .
احمد بن حارث هلالى در آن وقت والى بصره بود .
حاضر بنا بوعدهاى كه داده بود در خانهى ابن الكردية حضور يافت .
اما هنوز بر جاى خود ننشسته غلام حاضر با گروهى از سربازان مسلح به آن خانه هجوم آوردند و حاضر را دستگير ساختند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 14
مساهمون: جواد فاضل
ص١٤