( 1 ) سپاه ابراهيم به دنبال نيروى ابو جعفر مىتاختند .
محمد بن ابى العباس هم با گروهى از نيروى منصور در گوشهاى اردو زده بودند .
وقتى كه ديد عيسى بن موسى در حال فرار است او هم پا به گريز نهاد .
همچنان گريزان به « منساة » رسيدند .
در آنجا جاده به انحنائى بر مىخورد .
از آن انحنا كه پيچيدند به پشت سر نگاه كردند . گمان بردند كه اينجا كمين گاه سپاه ابراهيم است . فرياد كشيدند .
كمين كمين .
و بعد به فرار ادامه دادند .
توى اين گير و دار ناگهان تبرى به پيشانى ابراهيم اصابت كرد و او را از اسب به زمين افكند .
بشير رحال ابراهيم را به آغوش كشيد .
سر خونين ابراهيم بر سينه بشير تكيه داشت كه در همان حال جان سپرد .
بشير و ابراهيم با هم در معركه به قتل رسيدند .
آخرين سخنى كه ابراهيم بن عبد اللَّه بر زبان راند اين آيت شريف از كلام كريم بود .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: جواد فاضل
ص٨٥