( 1 ) دست و پاى اسبش را با شمشير قلم كردند پياده شد و با پاى پياده آنقدر جنگيد تا به قتل رسيد .
شراحيل بن وضاح گفت :
- در سپاه ابو جعفر مىجنگيدم . از دست لشكر ابراهيم شكست خورديم .
امير ما عيسى بن موسى هاشمى پشت سر هم مىگفت :
- آيا اين همانست ؟
و من در دلم مىگفتم :
- خدايا اين شكست را محقق فرماى .
بالاخره به نهر رسيديم و من و عيسى با هم از آن نهر گذشتيم .
سلم بن فرقد روايت مىكند .
سپاه عيسى بن موسى از ابراهيم بن عبد اللَّه چنان عقب نشستند كه به شهر كوفه رسيدند .
ابو جعفر منصور با اسبهاى زين كرده و شتران آماده شده انتظار مىكشيد كه چه وقت بايد فرار كند .
سلم بن فرقد مىگويد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: جواد فاضل
ص٨٤