( 1 ) ابراهيم بر منبر مسجد بصره ميگفت ، - آل عباس آن را كه پروردگار متعال كوچك شمرد بزرگ شمردند و آن را كه خداوند بزرگ و محترم دانست تحقير كردند .
هنگامى كه از منبر فرود آيد اين آيت شريفه را از كلام كريم تلاوت كرد :
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
.
از آن روز بترسيد كه بخداى خود باز ميگرديد .
در آن روز هر كس هر چه كرده همان را خواهد ديد و بر هيچكس ستم نخواهد رفت .
همچنان بر منبر بصره ميگفت :
- من در آنچه مردم بنام خير ميجويند و رضاى خداى خويش را مىطلبند بيش از سه حقيقت نيافتهام .
آن سه حقيقت كه ميتواند خير حيات را در بر داشته باشد و رضاى الاهى را تأمين كند ، گفتار است و سكوت است و نظر است .
1 - آن گفتار كه با ياد خدا توأم نباشد گفتارى بيهوده است .
2 - آن سكوت كه از تفكر تهى باشد ارزشى نخواهد داشت .
3 - آن نظر كه عبرت نگيرد غفلتى بيش نيست .