( 1 ) گمان ميكنم جعفرى در اين روايت باشتباه رفته باشد زيرا عيسى بن زيد بابراهيم ايمان داشت و هرگز از وى جدائى نمىجست .
در ركابش به « باخمرى » رفت و در همانجا بشهادت رسيد و كنار ابراهيم به خاك رفت .
وقتى نوبت به او برسد از سرگذشتش ياد خواهيم كرد .
سفيان بن يزيد ميگويد :
مىشنيدم كه ابراهيم بن عبد اللَّه در مسجد بصره خطابهاى ايراد مىكند و مىگويد :
- اى مردم بصره شما غريبى را كه در آسمان و زمين مأوائى نداشت به خود راه داديد .
اگر من بر دشمن چيره شوم و حكومت بدست آورم البته پاداش محبت شما را خواهم داد و اگر در اين پيكار از ميان بروم خداى متعال وفاى شما را بى جزا نخواهد گذشت .
فرقهى زيه پس از قتل ابراهيم ، گفتار او را . همين گفتار را به صورت نوحه زمزمه مىكردند و بر او مىگريستند :
يا اهل البصره عملتم الحسنى و آويتم الغريب . لا ارض و لا سما . فان املك فلكم الجزاء و ان اهلك فعلى اللَّه عز و جل الوفاء .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: جواد فاضل
ص٧٢