( 1 ) پس از چندى خبر قتل ابراهيم و شكست اين نهضت بمردم فارس رسيد .
عمرو بن شداد در اين وقت به شهرهاى دور افتاده فارس براى سركشى رفته بود .
اعيان فارس دور هم نشسته و گفتند :
- ما كشور فارس را كه تحت فرمان ابو جعفر منصور بود به اين شداد تسليم داشتهايم و اين گناه عظيمى است كه كيفر عظيمى هم بهمراه دارد . براى كنارهى اين گناه هيچ چيز مناسبتر از اين نيست كه عمرو بن شداد را به ابو جعفر تسليم كنيم . تا خشمش را نسبت به خود فرو بنشانيم .
بيدرنگ تجهيز كردند و بسوى او حركت كردند .
عمرو بن شداد از خبر قتل ابراهيم آگاهى يافته بود .
وقتى كه بعرضش رسيد كه اشراف و از رجال فارس ميخواهند .
از او ديدار كنند مطلب را دريافت .
به آرامى ناهارش را خورد و آن وقت اجازه داد رجال فارس بحضورش باريابند .
پس از اندكى گفت و شنود به غلام خود فرمان حركت داد .
مردم فارس هم با اطمينان از اينكه عمرو بن شداد از جريان ماجراى بى خبر است آرام بودند و بانتظار فرصت همراهش به راه افتادند .
مردمى كه همراهش بود از هفتاد هشتاد نفر تجاوز نمىكرد ولى
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: جواد فاضل
ص٦٢