( 1 ) گوشمان .
اين صدا چند دفعه پس از مغرب به گوش ما رسيد .
و بدنبال اين تكبير باز هم صداها بتكبير بلند شد .
ابراهيم و پيروانش از خفاگاه خود بدر آمدند و تكبير گويان پيش ميرفتند تا به مقبرهى « بنى يشكر » رسيدند .
در آنجا نى ميفروختند .
پيروان ابراهيم چهار سوى اين مقبره را فرا گرفتند و بعد دستههاى نى را آتش زدند .
شعلههاى آتش سراسر آن مقبره را روشن ساخت .
اين وعدهاى بود كه ابراهيم با اصحاب خود داشت .
هر دسته از اصحاب و ياران او كه ميآمدند اللَّه اكبر ميگفتند .
بالاخره جمع آنان تكميل شد .
آنگاه به سمت دار الاماره يورش بردند . در اين وقت پاسى از شب گذشته بود .
نصر بن قديد روايت مىكند :
ابراهيم بن عبد اللَّه شب دوشنبه غرهى ماه مبارك رمضان سال صد و چهل و پنجم هجرت قيام كرد .
با چهار نفر سوار بقبائل بنى يشكر رفت . در آنجا عبد اللَّه بن يحيى رقاشى به دو پيوست .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: جواد فاضل
ص٤٧