( 1 ) كه با وى بيعت كردهاند ثبت شده است .
شهرتش بالا گرفت .
بصره را ترك گفت و در واسط بخانهى ابو مروان نقل مكان داد و آنجا را ستاد تشكيلات خود ساخت .
عفو اللَّه بن سفيان ميگويد :
يك روز حضور ابراهيم بن عبد اللَّه را دريافتيم . او را مرعوب و پريشان ديديم .
نامهاى برادرش محمد را نشانم داد .
محمد بن عبد اللَّه در آن نامه ببرادرش نوشته بود كه نهضت علنى خود را آغاز كرده است و اكنون دستور مىدهد كه او هم در بصره ظهور كند .
ابراهيم اندوهناك بود .
گفتم :
- غصه مداريد ، تشكيلات ما ناقص نيست .
- اينكه من و طهوى و مغيره و گروهى ديگر در خدمت تو آمادهى كار هستيم .
شب هنگام به زندان حمله ميآوريم . در زندان را ميشكنيم و زندانيان را آزاد ميسازيم .
در روشنائى روز خواهى ديد كه مردم جهان همه در ركاب تو گوش بفرمان تو خواهند ايستاد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: جواد فاضل
ص٤٤