( 1 ) به محل قبر آب انداخته بودند .
محل قبر چنان فرو رفته بود كه به صورت خندقى در آمده بود .
اين فرورفتگى خندق مانند جاى خشتهاى بناى قبر بود كه در آنجا به كار رفته بود .
وقتى بناى قبر را ويران كردند و به آنجا آب بستند محل خشت فرو ريخته و صورت خندق به خود گرفته بود .
من و دوست عطار من خم شده بوديم و آن خاكهاى مرطوب را بو ميكرديم .
ما از آن خاكها عطرى استشمام ميكرديم كه هرگز در عمرمان چنين عطر نبوئيده بوديم .
بدوست عطارم گفتم :
- اين بو از كدام عطر است ؟
او كه عطار بود و كارش عطر فروشى بود در جوابم گفت :
- به خدا قسم من نظير اين عطر را تا كنون استشمام نكردهام .
آنجا قبر حسين بن على عليهما السلام بود .
پس از زيارت در آنجا علامتهائى نصب كرديم و بعد وداعش گفتيم و همچنان ترسان و لرزان بخانهى خود بازگشتيم .
ديرى نگذشت كه جعفر متوكل بقتل رسيد .
ما با گروهى از آل ابو طالب و شيعه به محل قبر همانجا كه علامت گذاشته بوديم عزيمت كرديم و بهدايت همان علامات از نو مزار سيد -
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٩٠