( 1 ) ناميده ميشد .
« و از عطاياى منصور به ربيع بن يونس حاجب مخصوصش بود » رسيد . در آنجا خانهى منيرين موسى را شناخت .
منير بن موسى او را از خانهى خود بخانهى ابراهيم بن قيس برد تا مبادا در پايش را بشناسند و به تعقيب وى اقدام كنيد .
منير بن موسى با ابراهيم بن قيس دو نفرى نشستند و بخاطر محمد ابن قاسم جلسه مشاورهاى تشكيل دادند تا تكليف كارش را روشن كنند .
ابراهيم و منير بمحمد بن قاسم گفتند :
دستگاه انتظامى بغداد در جستجوى تو منتهاى شدت را به كار خواهد برد . مصلحت تو در اينست كه شهر بغداد را ترك گوئى .
- بكدام سوى رو بياورم .
گفتند :
- شهر واسط ، در آن شهر آرامتر از همه جا زندگى خواهى كرد .
محمد بن قاسم از بغداد بسوى واسط عزيمت كرد .
وى كمر خود را سخت بسته بود زيرا در آن شب كه از محل باز داشت خود به كف باغ پريد يك مهره از مهرههاى ستون فقراتش در - رفته بود .
اين عارضه سخت ناراحتش ميداشت و سرانجام در نتيجهى همين درد ( درد پشت ) از اين جهان بجهان ديگر رخت كشيد .
رحمه اللَّه
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٧٨