تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
( 1 ) طاهر كه همراه من يدك كرده بود نشانيدم و اسب ديگرى هم برايش يدك كردم و او را بسوى عبد اللَّه بن طاهر فرستادم . و بعد به همراهانم دستور دادم كه اتاق محمد بن قاسم را تفتيش كنند . محمد به من گفت : - ديگر از اين اتاق چه ميخواهيد ؟ مرا كه دستگير كرده‌ايد . در اين اتاق كسى نيست كه اسيرش كنيد . به حرفش گوش ندادم . تأكيد كردم كه آنجا را درست زير و رو كنند ، همه جا را تحت تفتيش و جستجو بگيرند . همراهان من پس از كاوش بسيار بالاخره « ابو تراب » را زير « نقير » پيدا كردند . اين نقير ديگ بزرگى تراشيده از چوب است كه بيك حوض چوبى ميماند و توى اين نقير خمير درست مىكنند و نيز در همين نقير انگور هم آب مىگيرند . ابو تراب در زير اين نقير پنهان بود درش آوردند . دستور دادم محمد بن قاسم و ابو تراب هر دو را با زنجير به سختى بستند و بعد نامه‌ى پيروزى را به عبد اللَّه بن طاهر نگاشتم . ابراهيم بن غسان مىگويد . از « نسا » به سمت نيشاپور عزيمت كرديم .