( 1 ) تا روزى كه منصور خليفه بود حسن در زندان بسر ميبرد .
پس از منصور كه نوبت به مهدى افتاد اين زندانى بينوا را از قيد حبس رها كردند .
عبد اللَّه حسن بن قاسم علوى مىگويد :
حسن بن معاويه در زندان منصور محبوس بود كه خبر مرگ برادرش يزيد بوى رسيد .
در اين هنگام يك قطعه شعر براى منصور فرستاد كه در آن از كودكان خردسال برادرش و زندان خودش و فقر بينوائى خانواده با لحن استرحام ياد كرده بود .
باشد كه منصور ويرا از زندان خلاص كند اما منصور به اين شعرها نيز اعتناد و التفاتى نكرد و گذاشت اين مرد جعفرى در حبس بماند .
در اينجا ابو الفرج اصفهانى نويسندهى كتاب از اشعارى كه در رثاى محمد بن عبد اللَّه حسنى انشاء شده چند قطعه نقل مىكند ولى مترجم چون در نقل و ترجمهى اين اشعار فايدهاى جز تطويل نمىبيند و ناديدهاش مىانگارد و به فصل آينده مىپردازد .
عبد اللَّه اشتر عبد اللَّه معروف به اشتر پسر محمد و محمد پسر عبد اللَّه و عبد اللَّه
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 34
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٤