( 1 ) حسن گفت :
- پر من دشوار است كه با تو صحبت كنم . من با تو هرگز سخن نخواهم گفت .
جعفر بن سليمان احساس كرد كه بايد فرمان ابو جعفر را به جريان بيندازد .
جلاد خواست و گفت :
- حسن را چهارصد تازيانه بزنيد .
و بعد به زندانش فرستاد .
حسن بن معاويه در زندان مدينه ماند تا ابو جعفر منصور به هلاكت رسيد و مهدى بر تخت خلافت نشست و از قيد زندان خلاصش كرد .
عيسى بن عبد اللَّه مىگويد :
- وقتى كه جعفر بن سليمان حسن بن معاويه را زير تازيانه خوابانيده بود اروى مىپرسيد تا كنون كجا بودى .
او از ابراز اين راز مضايقه مىكرد .
جعفر گفت :
- چنين و چنان باشم اگر از تو دست بردارم إلا آن كه بگويى كجا بودى ؟
حسن بن معاويه بناچار گفت :
- در خانه غسان بن معاويه پنهان بودم .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٢