( 1 ) و بعد غلامش ابو الشواك را هم بقتل رسانيدند و جنازهى اين دو نفر را پهلوى هم بدار زدند .
محمد بن محمد را به مرو فرستادند . آنجا ويرا در بارگاه خلافت بحضور مأمون بردند .
مأمون بر جايگاه تقريباً بلند كه مشرف بر كف سالن بود نشسته بود .
فرياد كشيد :
- فضل ! سر او را برهنه كن بهبينم فضل بن سهل سر محمد بن محمد را برهنه كرد .
مأمون در قيافهى محمد نگريست و گفت :
- خيلى جوان است . و اين عجب است كه با همه جوانى چنين و چنان كرده .
و بعد دستور داد براى وى خانهاى تهيه ببينند و فرش و بساطى بگذارند و از وى پذيرائى كنند .
بيش و كم چهل روز محمد بن محمد در خانهاى كه برايش ترتيب داده بودند بسر برد و پس از چهل روز حالش ديگرگون شد و چشم از جهان فرو بست .
بدستور مأمون بوسيلهى شربتى زهر آلود مسمومش كرده بودند .
محمد بن جعفر مىگويد :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٣٤