تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
( 1 ) ابو السرايا بيدرنگ مركب بجانب صحراى اثير تاخت و از آن آن طرف هرثمه كه پل را بلا معارض يافت ازين راه بكوفه رسيد و تا موضعى كه به « دار الحسن » معروفست پيش آمد . ابو السرايا وقتى بصحراى اثير رفت محمد را ديد كه بر منبر نشسته و بايراد خطابه سرگرمست . دريافت كه اين حيله‌اى از حيله‌هاى جنگى بود . از آنجا با مردى كه مسافر طائى ناميده ميشد يك سر بر سپاه هرثمه حمله آورد و آنان را جبراً از كوفه بدر راند و تا اردوگاه آنان دست از سرشان برنداشت . مرد ديگرى بابو السرايا اطلاع داد كه درين خرابه گروهى از سيه پوشان خراسان كمين گرفته‌اند . ابو السرايا پرسيد : - كدام خرابه ؟ نشانش دادند . با تن تنها بكمين گاه دشمن رفت . دير بازى در آن بيغوله بسر ببرد . وقتى از آنجا بيرون آمد خون از شمشيرش پاك ميكرد . دوباره بمقر فرماندهى خود برگشت . وقتى به آن خرابه سر كشيدند صد مرد مسلح را كشته ديدند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 337 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني