تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
( 1 ) صلاح كار اينست كه محمد بن محمد از بغداد به مرو فرستاده شود تا امير المؤمنين هر چه مىپسندى در حق وى به كار برد . حسن بن سهل اين فكر را پسنديد ولى قسم خورد كه ابو السرايا را خواهد كشت . حسن بن سهل در مدائن بسر ميبرد كه محمد بن محمد و ابو السرايا را دست به گردن بسته بحضورش بردند . حسن بن سهل رويش را بابو السرايا كرد و گفت : - تو كيستى ؟ ابو السرايا جواب داد . - من سرى بن منصور . حسن فرياد كشيد : - نه ، بلكه تو فرومايه پسر فرومايه و شكست خورده پسر شكست خورده‌اى . و آن وقت گفت : - هارون بن ابى خالد برخيزد و به قصاص خون عبدوس بن عبد الصمد كه برادرش بود گردن ابو السرايا را بزند . هارون برخاست و با يك ضربت شمشير سر از پيكر ابو السرايا برداشت .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 333 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني