( 1 ) ابو السرايا پس ازين شبيخون بكوفه باز گشت .
و از آن طرف زهير دستور داد كه سپاهش براى حمله بكوفه آماده شوند .
در اين هنگام نامهاى از حسن بن سهل به دو رسيد كه :
« جز در كوفه در هيچ سرزمين فرود ميا » زهير بن مسيب آنقدر پيش آمد كه در كنار قنطره فرود آمد .
ابو السرايا در اين هنگام فرمان بسيج داد .
مردم كوفه بفرمان ابو السرايا بسوى قنطره حركت كردند .
شب بود .
شبى سرد و تاريك بود .
سربازان ابو السرايا همه قرآن تلاوت ميكردند و آتش ميافروختند تا خود را گرم كنند .
مردم بغداد ، پيروان زهير بن مسيب فرياد ميزدند :
- اى مردم كوفه ! زنان و دختران و خواهران خود را آرايش كنيد و براى فجور آمادهشان سازيد زيرا ما هم اكنون كوفه را خواهيم گرفت و با زنان و دختران شما چنين و چنان خواهيم كرد .
مردم بغداد عين لغت را ادا ميكردند .
و از اداى كلمات ركيك و زشت ابا نميداشتند .
ابو السرايا بجبران سخنان بغدادىها ميگفت :
- اى مردم كوفه ، خدا را به ياد آوريد و از گناهان خويش
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٨٦